به گزارش اطلاعات آنلاین، سیمون تیسدال، مفسر حوزه دیپلماسی و بینالملل گاردین، در تازهترین یادداشت خود به مناسبت 100 روزه شدن جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نوشت: در اینجا دولتمردان دوراندیش و مذاکرهکنندگان بلندنظر، میانجیگران عملگرا و دیپلماتهای حرفهای حضور دارند - و سپس احمقهای مداخلهگر. با فروپاشی آتشبسها، مرگ یا فرار تعداد زیادی از غیرنظامیان و جنگهایی که ترامپ آغاز کرده، شعلهور کرده یا متعهد به حل آنها شده است، شکی نیست که او به کدام دسته تعلق دارد. او به خود میبالید که به تنهایی میتواند توافقها را منعقد کند و صلح را به ارمغان بیاورد و به هیچیک نرسیده است.
عصر قهرمانانه دیپلماسی قرن نوزدهم اکنون به تاریخ پیوسته است. اما از زمانی که صلحجویان برنده جایزه نوبل مانند کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل و مارتی آهتیساری، دیپلمات فنلاندی، یا سناتور آمریکایی جورج میچل، که میانجی توافق جمعه خوب ایرلند شمالی بود، در حال حل و فصل درگیریهای لاینحل در سراسر جهان بودند، زمان زیادی نمیگذرد. جانشینان دزموند توتو، آندره ساخاروف یا اسحاق رابین کجا هستند وقتی به آنها نیاز دارید؟
امروزه، آتشبسها مکرر و وحشتناک شکست میخورند. آخرین تلاش لبنان این هفته شکست خورد. برخی دیگر، مانند تلاش در ایران، روزانه شکسته میشوند. سودان اصلاً آتشبس ندارد و چرا پایان دادن به «جنگهای ابدی» اینقدر دشوار شده است؟ در بحبوحه سطوح بیسابقه نزاعهای جهانی، فقدان میانجیهای محترم و بیطرف و ریسکپذیران سیاسی جسور یکی از دلایل اصلی است. شکاف توانایی بین مثلاً ریچارد هالبروک، دیپلمات آمریکایی که به حل و فصل جنگ بوسنی کمک کرد و فرستادگان آماتور ترامپ، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، شبیه شکاف بین آرسنال و تیم منتخب فوتبال محلی است.
در واقع، سابقه دیپلماتیک ترامپ تاسفبار است. او قول داد که جنگ اوکراین را در عرض یک روز حل کند. اکنون این جنگ در پنجمین سال خود است. او آشکارا از روسیه جانبداری کرد، به ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین که مورد انتقاد قرار گرفته بود، گفت که هیچ کارتی ندارد و تأمین سلاح را قطع کرد. با این حال، ترامپ در حالی که تمایل ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه به انعطافپذیری اوکراین را دست کم میگرفت، بیش از حد بازی کرد. مقامات کرملین در طول مذاکرات مسکو، از ویتکاف و کوشنر زودباور حمایت کردند. شرمآور است که این دو نفر پویا هنوز از کیف بازدید نکردهاند. ترامپ، با از دست دادن وجهه، علاقه خود را نیز از دست داده است. زلنسکی که متقاعد شده بود ورق برمیگردد، اکنون پیشنهاد آتشبس میدهد - که اگر به گذشته نگاه کنیم، پوتین آن را رد خواهد کرد.
ترامپ پس از حمله غیرقانونی به ایران در ماه فوریه، در ماه آوریل آتشبس اعلام کرد، بدون اینکه به هیچیک از اهداف اصلیاش برسد و تنگه هرمز تا حد زیادی به روی کشتیها بسته باشد. نقض آتشبس روزانه رخ میدهد، «مذاکرات صلح» بیمیل از طریق طرفهای ثالث مرموز به جایی نمیرسد و اقتصاد جهانی متزلزل است. ترامپ بار دیگر این چالش را دست کم گرفت، قدرت نیروی نظامی بیرحم را برای تغییر واقعیتهای سیاسی بیش از حد ارزیابی کرد، از غرایز (به طرز اسفناکی بد) خود پیروی کرد، متحدان اروپایی را به حاشیه راند و بیهوده به دنبال یک پیروزی سریع و آسان بود. اکنون او با یک درگیری طولانی، کنگرهای در شورش و مردمی خشمگین روبرو است.
در همین حال، در غزه، پیروزی تکاندهندهای که ترامپ در اکتبر گذشته اعلام کرد، زمانی که آتشبس توافق شد و گروگانهای اسرائیلی آزاد شدند، به وضوح توخالی به نظر میرسد. طرح 20 مادهای او، که بر خلع سلاح حماس متمرکز بود، به سرعت نقش بر آب شد. «شورای صلح» و ایدههای پرآب و تاب او برای بازسازی غزه فاقد اعتبار هستند. واقعیت ادامه دارد، رنج بیرحمانه فلسطینیان و گسترش اشغال نظامی اسرائیل. اکنون همدست ترامپ، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، همان کاری را که با غزه کرد با جنوب لبنان میکند - ایجاد یک بیابان خالی از سکنه - و در نتیجه مانع توافق ایالات متحده و ایران میشود. این دو نفر هفته گذشته با هم مشاجره شدیدی داشتند.
شکستهای سریالی ترامپ نشاندهنده یک مشکل بزرگتر است. آتشبسها در مناطق درگیری مانند یمن، میانمار و جمهوری دموکراتیک کنگو در سالهای اخیر بدون اینکه منجر به توافق پایدار شود، برقرار شده و از بین رفتهاند. در سودان، توافق برای رعایت یک وقفه بشردوستانه، چه رسد به توقف خصومتها، پس از بیش از سه سال جنگ داخلی همچنان دستنیافتنی است. فقدان اعتماد ذاتی بین طرفهای درگیر یک عامل مشترک سمی است. سرسختی محض و باور اشتباه به پیروزی کامل نیز همینطور است.
ناتوانی مزمن در حل دائمی جنگها اغلب ناشی از فقدان فرآیندهای صلح سازمانیافته و شناختهشده است. روزهایی که فرستادگان توانمند سازمان ملل با همه طرفها تعامل میکردند، گروههای کاری ایجاد میکردند و اقدامات اعتمادسازی مرحلهای و جدول زمانی پیشنهاد میدادند، تقریباً فراموش شدهاند. دورهای طولانی وجود داشت که وزرای امور خارجه ایالات متحده، مانند هنری کیسینجر، وارن کریستوفر و جان کری، دیپلماسی رفت و برگشتی پرانرژی را در راستای صلح در پیش میگرفتند. در مقابل، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه فعلی - مردی جاهطلب و بیتوجه به اصول - از این جنجال کناره میگیرد و به رئیس خود میگوید که حق با اوست در حالی که اشتباه میکند. تنها ترامپ و روبیو از اینکه حزبالله آتشبس اخیر لبنان را رد کرد، متعجب به نظر میرسند.
ضعف نهادی با رشوهخواری و ابتذال سیاستمداران تشدید میشود. ابزارهای قدرت نرم، گفتگو، منطق و اقناع، الزامات اخلاقی و زمینه تاریخی بیارزش و تحقیر میشوند. نیروی عظیم، نتایج فوری و سخنان تأثیرگذار بازار در اولویت قرار میگیرند. در این برهوت غیر شاعرانه، «بلندمدت» یک مفهوم بیگانه و حقیقت و عدالت یک هدف از دست رفته است. حتی صلح هم در دورانی که یک رئیس جمهوری جنگطلب آمریکا میتواند در کتاب 1984 جورج اورول با دوپهلوگویی ادعا کند شایسته جایزه صلح نوبل است، یک اصطلاح نسبی است.
بحث و جدل بیپایان و بیهوده بر سر آتشبس، تأثیر وحشتناک درگیری بر مردم عادی و دلایل قانعکننده انسانی برای توقف خشونت را پنهان میکند. از زمان آغاز جنگ ایران، طبق گزارشها حداقل ۳۴۶۸ نفر در داخل کشور جان خود را از دست داده، ۲۶۵۰۰ نفر زخمی و میلیونها نفر آواره شدهاند. برای مثال، توجهها از بمباران مدرسه ابتدایی میناب در ۲۸ فوریه منحرف شده است، زمانی که گفته میشود نیروهای آمریکایی بیش از ۱۰۰ کودک را کشتند. اگر جنگ تمامعیار از سر گرفته شود، جنایات بیشتر و رنجهای بیمورد بیشتری رخ خواهد داد.
تلفات غیرنظامیان در سراسر خاورمیانه همچنان رو به افزایش است. در لبنان، جایی که هزاران نفر با وجود آتشبس (شکستخورده) قبلی جان خود را از دست دادهاند، یونیسف تصویری از آخرین هفته ماه مه ارائه داد که در آن، طبق گزارشها، ۷۷ کودک کشته یا زخمی شدند. چنین فجایعی یادآور وحشت مرگ دستهجمعی نوزادان و کودکان در اوج جنگ غزه است. این ۷۷ یادآوری است که چرا مذاکرات آتشبس، آنطور که تفسیرهای روزانه ترامپ میگویند، نمایشهای سیاسی خودستایی یا سرگرمیهای رسانههای اجتماعی نیستند، بلکه مسائل فوری زندگی و مرگ هستند.
هیچیک از این جنگها در نهایت با نیروی نظامی پایان نخواهند یافت. آقای ترامپ، مسئله این نیست که چه کسی بزرگترین بمبها را دارد یا چه کسی میتواند پیروزی ظاهری را اعلام کند. مسئله زندگی مردم است. همانطور که در طول تاریخ بیشتر صادق بوده، دیپلماسی - دیپلماسی حرفهای، فعال، ماهر و باتجربه - است که در را به روی صلح میگشاید.